 ويديو کليپ فقط از شمال ايران
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو و آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر
يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
|
بايد اعتراف کنيم که:
نقص و کمال، گرچه به يکديگر،اندرند
- نقصان زياد بود و کمالی نداشتيم
تلاش مان اين بود که در ارتباط با همکاران احتمالی و همچنين بينندگان سايت کسی را نرنجانيم و آخر سال در ترازنامه سالانه مان بتوانيم بنويسيم:
يکسان گذشت نيک و بدِ همرهان و ما
- از هيچ کس غبار ملالی نداشتيم
افسوس که اينطور نشد. سالی که که گذشت ستاره ای بر آسمان شماليها درخشيد و ما عليرغم ميل و خواستمان او را رنجانديم . او نيزرفت و خود را پشت ابرها پنهان کرد و ما و خوانندگان ما را از روشنايی دل انگيزش محروم ساخت
رفتی و ماه رفت و دگر درنيآمدی
- رفتی تو، شب رسيد و سکوت عميق و غم
گفتيم که رنجاندن او عليرغم ميل و خواستمان بود. پيش می آيد که انسان در موقعيتی قرار بگيرد که برای انجام کاری ناچار به "انتخاب" شيوه هايی است که هيچکدام بی نقص نيستند و انتخاب هر کدام از آنها مسبب رنجش و دلخوری عزيز يا عزيزانی خواهد شد. راستش امروز هم اگر دوباره در همان موقعيت قرار بگيريم شايد چاره ای جز "انتخاب" دوباره همان شيوه نه چندان مطلوب نخواهيم داشت. نه بخاطر منافع شخصی خود بلکه بخاطر سلامت و مصالح دوست و ياری که در غربت متولد شده و دو سه سالی ، آنهم از طريق ما هويت ايرانی و گيلانی اش را "کشف " کرده .نمی خواهيم کسی را بفريبيم. اما انتظار مفهوم شدن از حداقل "نزديکان" را داريم. برای ما قضاوت ديگران درباره کار و انديشه ما بی اهميت نيست. اما دوست نداريم ملاک ارزيابی کار ما قضاوت کسانی باشد که از کل ماجرا بی خبرند.
از ما شنو حکايت ما پيش از آنکه خلق
- گويند يک بيک به تو افسانه های ساخته
باري، نمی خواهيم از بار مسئوليت شانه خالی کرده و خود را بری از اشتباه بدانيم. اما گناه ما چندان کييره نبود که اميد بخشش نداشته باشيم. نگو که در فرهنگت بخشيدن نيست. همه ما از کودکی ياد گرفتيم که ببخشيم و بخشوده شويم. ياد آر زمان کودکی را ، مگر می شود فراموش کرد لذت بخشوده شدن توسط والدين يا نزديکان را زمانی که بچه بوديم؟ ما هم نمی بخشيم کسانی را که با برنامه و حساب شده برای منافع خويش در پی آزار و اذيت انسانها هستند. اما خطاهای روزمره و عادی که گاهی خارج از اراده و توان مان از ما سر می زنند اگر بخشوده نشوند بزودی ميلياردها انسان با هم قهر کرده و کسی با ديگری مراوده نخواهد داشت. نوروز را بهانه کرده و :
امسال نيز کهنه شد و فرسود
- کس دل به چيز کهنه نمی بندد
من و نوروز و گُل در انتظاری
- بيا ای ايده آل روشن ما
جوابت برايمان بسيار مهم خواهد بود. عجله نداريم. اما منتظريم:
خواه پيغامی فرست و خواه دشنامی بده
- از فراموشان به هر نوعی که خواهی ياد کن
نووروزت مبارک
و اميد سالی خوب در پيش
بانيان سايت شماليها:
ماکان ساحلی و رضا اشکوری
|