ويديو کليپ فقط از شمال ايران

به نام اشك ... به نام خون ... به نام ايران ...
باور کن! اين زمانه ی بيداد بگذرد
گزينه ها
هوشنگ ابتهاج(سايه) به روايت
سيمين بهبهانی

کوراشيم (کجا می ريم) ؟
نوروزی از نوع ديگر
همگان نميدانند که گُل زيباست
حافظه ی تاريخی ما
آوای ماندگار
شغال، هلوی من پخته؟
يک بمب ساعتی تو دستم هست
معجزات بازار ، آش خورها و سد البرز
آرسـن مينـاسـيان ، مســيــح گـيــلان
مدال طلای ربوده شده ی من
ساحل نشينان
در جستجوی ميهن
حزب جنگل و حقه های سياسی
نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
ر آوا
اعتراض ِ سبز

تابستان آرام می آمد
و بهار بوسه گرم و سبزش را
بدو تقديم می کرد
جشن سبز
در خيابان های شوق تغيير
می چرخيد

تابستان آرام آرام می امد
و آواز سبز
در فرياد صادقانه الئه اکبر
بروی بام ها
خوانده می شد
و صدای تغيير
در طراوت سبز گونه برگ
همچون رگ های لازم حيات
در کوچه و خيابان های شهر
در کشوری گمشده در غبار اندوه
می پيچيد

تابستان آرام می آمد
و جشن سبز
را گل بانوهای باغ اميد
در سکوت ؛
در بلوغ آرامشی بی نظير
اما در کنار خار های خمودی
در سبدی از زيبايی می آورد

صدای تغيير می ايد
صدای سبز حقيقتی پاک
و چشمه ِ زلال ِ لطافت ِاعتراضِ صلح

تابستان آرام می آمد
و جشن سبز
در شليک دژخيمان
در خون غلطليد
و ندای سبز صلح
ناجوانمردانه
پرپر شد

تابستان آرام آمد
ندايی سبز
صدای تغيير را
د ر کوچه و خيابان های شهر
در کشوری گمشده در غباری آلوده
در سکوتِ آبستن ِ بهاری نو
همچنان می خواند

در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد