 ويديو کليپ فقط از شمال ايران
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو و آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر
يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
|
به ياد دو پهلوان شمالی
و يادی از آن ايام که هنوز ورزش و ورزشکار به کالايی تجاری يا ابزاری سياسی بدل نشده بود, ورزشکاران (البته استثنا هميشه بود و هست و خواهد بود) مجيزگوی اين يا آن سياستمدار و بد تر از آن مجيزگوی اين يا آن دولتمدار نبودند, هتل های "صنعت سکس" تنه به چادرهای المپيک و ميادين ورزشی نمی زدند و دوربينها بيشتر روی موفقيتهای ورزشکاران زوم ميشد تا روی کفشهای نايکی يا آديداس شان...
اينکه تقريبا تمام نام آوران ورزش ما از گذشته تا امروزچون جهان پهلوان تختی, محمود نامجو, امامعلی حبيبی, نصيری, جوادی, برزگر, خدر, فيلابی, سوخته سرايی ازورزشکاران رشته های رزمی مثل کشتی و وزنه برداری هستند وبيشترين موفقيتها را در همين دو رشته داشتيم و تا امروز از مجموع 40 مدال المپيک 29 تای آنها در رشته های کشتی و وزنه برداری نصيب ايران شدند, علاوه بر کم خرج تر بودن اين رشته ها در مقايسه با ورزشهای تيمی که به ابزار ورزشی و ميادين بزرگتر و ... احتياج هست, ريشه در وجود سنت اين ورزشها در ايران نيز دارد. بعداز اشغال ايران توسط اعراب , تشکيل جلسات و تجمع در يک محل و همچنين تمرين با ادوات جنگی برای ايرانيان ممنوع شد. اجداد ما با استفاده از سنت ورزشهای رزمی که از دوران باستان در ايران وجود داشت و مورخين يونانی بارها به آن اشاره کرده اند, با ايجاد زورخانه ها توانستند اين نوع ممنوعيتها را دور بزنند. زيرا زورخانه علاوه بر محل تمرين ورزشهای رزمی مثل کشتی و وزنه برداری , همچنين مکانی برای تماس و حتی تشکيل جلسات مخفی ايرانيان نيز بود. در شمال ايران, بويژه غرب مازندران و شرق گيلان صده هاست که در بيشتر روستاها, سه ماه تابستان هر شب مسابقات کشتی محلی برگزار شده و پس از پايان فصل برداشت محصولات کشاورزی (اواخر تابستان يا اوايل پاييز) در يک روز آدينه فينال اين مسابقات برگزار می شود. اين سنت در بخشهايی از خراسان نيز وجود دارد. و شايد در ديگر استانهای ديگر هم که من بی اطلاعم.
-----------------------------------------
امامعلی حبيبی
برنده اولين مدال طلای المپيک ورزش ايران
امامعلی حبيبی در سال 1310 خورشيدی در روستای درزی کلا, از توابع شهرستان بابل در مازندران زاده شد. از دوران نوجوانی به کشتی گيری( که تقريبا در تمام روستاهای گيلان و مازندران سنتی ماندگار از دوران کهن ميباشد) علاقه داشته و هميشه آماده پيکار بود, در جوانی ضمن کار در شهرداری قائم شهر(شاهی) اوقات فراغت را با پشتکار به تمرين کشتی می پرداخت. بعدا به تهران آمده و زير نظر مربی نامدار کشتی ايران حبيب الله بلورچی به طور جدی به تمريناتش ادامه داد. جسارت و سرعت عمل در ميدان از ويژگيهای کشتی حبيبی بود.
تا سال 1956 ايران هرگز در هيچ رشته ای برنده مدال طلای المپيک نشده بود, حبيبی با کسب مدال طلا در المپيک 1956 ملبورن اين طلسم را شکست, و از آن پس همه (مردم و مطبوعات) وی را ببر مازندران می ناميدند. در المپيک ملبورن دومين طلای ايران نيز نصيب جهان پهلوان تختی گرديد. در مسابقات جهانی سالهای 1959, 161 و 1962 نيز حبيبی موفق به کسب مدال طلا گرديد. در مسابقات جهانی 1961 در يوکوهامای ژاپن بود که ايران برای اولين بار به مقام قهرمانی جهان در رشته کشتی آزاد دست يافت. پس از کسب اولين طلای المپيک برای ايران در ملبورن, شاهکار ديگر حبيبی در مسابقات جهانی سال 1959 بوقوع پيوست که در آن مسابقات دو حريف نامدار خود " وكز واختانگ بالاوادزه" روسی و " اسماعيل اوغان" ترک که به ترتيب قهرمانان جهان و المپيک بودند را در کمتر از سه دقيقه ضربه فنی کرد.
سرعت و جسارت حبيبی فدراسيون جهانی کشتی را به فکر انداخت تا سيستم قديمی کشتی را که گاه به دليل عدم جنگجويی بعضی کشتی گيران کسل کننده بود با سيستم اخطار مهيج کرده و با کوتاه کردن زمان راندها به آن سرعت و تحرک بيشتری ببخشد. امامعلی حبيبی متخصص فنون " سر و ته يکی", "يک دست و يک پا", " لنگ آرنج و بزکش" بود.
در سال 1383 به پيشنهاد فدراسيون کشتی در روز 17 دی سالروز درگذشت جهان پهلوان تختی, تمبر مخصوص اين دو اسطوره ورزش ايران چاپ شد.امامعلی حبيبی در چهار فيلم سينمايی به نامهای جهنم سفيد(1347), ببر مازندران(1347), رام کردن مرد وحشی (1349) و آدم و حوا (1349) بازی کرد
نامجو
برنده اولين مدال طلاى جهانى ورزش ايران و زننده ۳۲ بار ركورد جهان
محمود نامجو قهرمان افسانه يى وزنه برداری و از چهره های شاخص ورزش ايران سال ۱۲۹۷ در کوی استاد سراى رشت به دنيا آمد. از دوره نوجوانی به ورزش علاقمند بوده و استعداد خود را در ژيمناستيک و آکروبات و کشتی و بدن سازی و ورزشهای باستانی نشان داد . گرچه نامجو را بيشتر به خاطر موفقيتهای وی در رشته وزنه برداری می شناسيم, اما جالب است بدانيم که وی در المپيک 1948 لندن برنده مدال نقره در رشته زيبايی اندام شد. نامجو در نوجوانی و جوانی تا زمانی که در گيلان بود هيچ تجربه عملی در رشته وزنه برداری نداشت و عمدتا در ساير رشته های ورزشی فعاليت ميکرد. از جمله اينکه با ورزشکاران محل مانند محمدعلی خورشيدی و هاشم پاداش ستوده در اجرای نمايش های شگفت آور نظير پاره کردن کتابهای قطور و دريدن مجمعه ها و سينی های مسی و غيره شرکت می کرد و سنگ ها و وزنه های سنگين را که بلند کردن آنها از قدرت و توانايی مردم عادی خارج بود، بر روی دست بالا می برد. علاوه بر اينها در ورزشهايی چون بارفيکس، پارالل، تاب، خرک و آکروبات نيز شرکت می کرد و توانايی و مهارت شگفت انگيز خود را به معرض نمايش می گذاشت. راه و رسم کشتی گرفتن روی تشک را از رضا لاجی مشهور به هاشم زاده، پارالل و بارفيکس را از قدير بيشه بان و برخی ديگر از ورزشهای آن زمان را از پهلوانان معروفی چون احمد درخشان، سيد علی تفنگدار و سيد علی کم سخن ياد می گرفت. محمود نامجو همزمان باستانی کارهم بود و از اين رو برای تمرين و انجام ورزشهای قديمی به زورخانه های سلامت بخش، ميان راه و زورخانه بازارچه سبزه ميدان می رفت. ديری نگذشت که نظير ورزشکاران باستانی کار مانند کربلايی ندافي، رضا زرگر، بزرگ و مهدی خميرانی صاحب نام گرديد به طوری که ورود او را به زورخانه مرشد با آهنگ ضرب و صدای زنگ خوش آمد می گفتند. بعدها نيز هرگاه در سکوی قهرمانی می ايستاد، مرشدان زورخانه های رشت به افتخارش صلوات می فرستادند و زنگ می زندند
نامجو وقتى به تهران آمد دست تقدير او را براى آموختن فنون وزنه بردارى و تمرين با اسباب و ادوات ورشى به مدرسه ورزنده كشانيد. در اين مدرسه بود كه رموز ورزش را ياد گرفت. نامجو همزمان با تمرين هاى وزرشى، در يك كارگاه مبل سازى و بعد از آن در آتش نشانی تهران كار مى كرد. به سربازى رفت. موقعيت خوبى بود. در دانشكده افسرى با خيال راحت تمرين مى كرد. وزنه بردارى ، باستانى و كشتى. سال ۱۳۱۸ بود كه براى اولين بار در مسابقه هاى قهرمانى كشور در رشته وزنه بردارى در وزن ۶۰ كيلوگرم شركت كرد و اول شد. اين شروع همه افتخارات او بود. قهرمان گيلانى نزديك به نيم قرن با پولاد سرد در ميادين ملى و جهانى دست و پنجه نرم كرد و ثمره تلاش دراز مدت او در هم شكستن ركوردهاى جهانى كسب و ۱۲ مدال افتخار آفرين مسابقات جهانى، المپيك و آسيايى براى ايران بود. نامجو در سه دوره پياپی از مسابقات جهانی وزنه برداری, يعنی لاهه هلند 1949, پاريس فرانسه 1950 وايتاليا 1951 مدال طلا را از آن خود کرد. در المپيک 1956 ملبورن در سن چهل سالگی مدال برنز گرفت و در همان المپيک عنوان مقاوم ترين وزنه بردار جهان به وی اهدا گرديد
منوچهر برومند، رييس سابق فدراسيون وزنه بردارى و از شاگردان نامجو، مى گويد: محمود نامجو در طول ورزش قهرمانى خود حدود ۲۰ بار ركورد جهان، آسيا و ايران را فرو ريخت و اولين مدال طلاى جهان را براى كشورمان گرفت. در حقيقت قهرمانى هاى محمود نامجو، گرايش مردم را به ورزش افزايش داده بود و پس از آن جوانان و نوجوانان بسيارى به سوى ورزش سوق يافتند. ايرانى الاصل هاى خارج از كشور، نامجو را يكى از مهم ترين دلايل اشاعه نام ايران در جهان مى دانستند، من در حالى كه افتخار شاگردى مرحوم نامجو را دارم، وقتى كه براى اولين بار در مسابقات جهانى سوئد شركت كردم ايرانى هاى ان كشور ركورد شكنى محمود نامجو را يكى از دلايل رواج و گسترش نام "ايران" در جهان مى دانستند، به طورى كه قبل از آن تنها عنوان "پرشيا" رواج داشت
اين پهلوان متين, وارسته و افتخار آفرين گيلانی در دی ماه سال 1368 خورشيدی در سن 73 سالگی بر اثر ابتلا به بيماری سرطان لوزالمعده درگذشت و از خود پنج فرزند به يادگار گذاشت.
ماکان
|