دكتر پرويز ناتل خانلرى شاعر، اديب و مترجم
دكتر پرويز ناتل خانلرى فرزند ميرزا ابوالحسن خان در اسفند ماه سال 1292 خورشيدی در شهرستان نور مازندران به دنيا امد. دوره متوسطه را در تهران (دارالفنون) به پايان برد و تحصيلات عاليه را در دانشسراى عالى و دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و موفق به اخذ مدرك ليسانس شد. سپس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدريس ادبيات فارسى در دبيرستان هاى رشت و تهران پرداخت. در طى اين دوران، دكتراى خود را در رشته زبان و ادبيات فارسى گرفت. رساله دكتراى وى
« تحقيق انتقادى در عروض فارسى » نام داشت. دكتر خانلرى مدتى در دايره آموزش وزارت فرهنگ و رياست انتشارات دانشگاه را بر عهده داشت و همچنين به عنوان دانشيار زبان فارسى در دانشگاه تدريس كرد. وى در سال دوم دانشكده با گروه موسوم به
« ربعه » که شامل صادق هدايت، مجتبى مينوي، بزرگ علوى و مسعود فرزاد بود آشنا شد و با با نيما يوشيج مراوده داشته و به توصيه نيما کلمه ناتل را به نام خانوادگی خود افزود. وی از فعالين جنبش صلح در دوره جنگ جهانی اول و پس از آن بود. سال 1322 خورشيدی شروع به نشر مجله سخن كرد.
سال 1325 که كنگره نويسندگان ايران برگزار می شود به همراه بزرگان فرهنگ و ادب ايران چون نيما يوشيج ، دهخدا، کريم کشاورز، صادق هدايت ، بديع الزمان فروزانفر، ميلانی ، ملک الشعرای بهار، على اصغر حكمت، دكتر فاطمه سياح، عبدالحسين نوشين، احسان طبرى، محمدعلى افراشته و دکتر شايگان در آن کنگره شرکت فعال داشت. در همين کنگره بود که انقلاب شعری پايه گذار شعر نوين ايران نيما مورد حمله و تهاجم کهنه پرستان واقع شده و حتی دكتر حميدى شيرازى وی را ديوانه خطاب می کند و تعدادی نيما را به باد تمسخر می گيرند . اما تعداد کمی از جمله دکتر خانلری به دفاع از او می پردازند. وقتی نوبت نيما می رسد برای اولين بار شعر آی آدمها يش را می خواند:
آی آدمها كه در ساحل نشسته شاد و خندانيد
يك نفر در آب دارد مى سپارد جان
يك نفر دارد كه دست و پاى دايم ميزند
خانلری در سال 1344 خورشيدی بنياد فرهنگ را تأسيس كرد كه در مدت فعاليت اين بنياد بيش از سيصد عنوان كتاب چاپ و نشر شد.
دكتر خانلرى يكى از شاعران توانا و نويسنده اى بزرگ به شمار مى رود. در عين حال وی يكى از پيشگامان دستور زبان فارسی بود. دستور زبانى كه وى نوشته است از معتبرترين دستورهايى است كه در زبان فارسى نگاشته شده و در زمان خود تحولى بزرگ ايجاد کرد. از کارهای ارزنده ديگر وی جمع آوری اصطلاحات علمی بود ، يك كتاب علمى شامل 14 هزار لغت ، دو كتاب اصطلاحات پزشكى و چند كتاب ديگر حاصل اين تلاش پرثمر وی بودند.
از آثار دكتر خانلرى ميتوان از - ترجمه دختر سروان از آثار پوشكين، مست اثر گی دو موپاسان، سفيد و سياه اثر ولتر، طوفان اثر ويليام شکسپير، تحقيق بنيادى در عروض و قافيه و چگونگى اوزان غزل، غزلهاى خواجه حافظ شيرازي، وزن شعر فارسي، ماه در مرداب، مجموعه شعر، ترانه هاى منتخب رباعيات شاعران مشهور، تاريخ زبان فارسى در 5 جلد، دستور زبان فارسي، ديوان سمك عيار، روانشناسى و تطبيق آن با اصول پرورش، تاريخ ايران پيش از اسلام، تاريخ ايران بعد از اسلام، حدود سيصد مقاله در مجله سخن... نام برد
دكتر پرويز ناتل خانلرى اين شخصيت ممتاز ادبى ايران كه خدمات او به فرهنگ، ادب و زبان فارسى انکارناپذير است در شهريور سال 1369 خورشيدی چشم از جهان فرو بست. يادش گرامی باد
ماکان
xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
در اينجا مقاله ای از زنده ياد دکتر پرويز ناتل خانلری به نقل از نشريه مردم چاپ سال 1325 را که دوستی برای تارنمای شماليها ارسال داشته می آوريم
« مهرگان » ، جشنى به درازاى تاريخ ايران
پرويز ناتل خانلری
به تاريخ نگاه كنيد
مذهب و حكومت
می روند
آداب و سنن ملی
می مانند
بعضی ازآداب و رسوم درملتهای كهن سال چنان ريشه دوانده و رسوخ كرده است، كه با تحولات بزرگ اجتماعی نيز پايدار ميماند و حتی وقتی كه علت ايجاد آن رسم و عادت نيزازميان رفته، يا فراموش شده، برای بقای خود، بهانه يا علت ديگر مييابد.
موارد و مثالهائی كه برای بيان اين معنی و تائيد اين دعوی هست آنقدر فراوانست كه ذكر آنها صفحات بسياری راپر خواهد كرد. بتكده ها، آتشكده يا پرستشگاه مهر ميشود. پرستشگاه، به كليسا و كليسا به مسجد تبديل ميگردد.
مردمانی كه درناحيه معينی ساكن بوده اند، عادت داشته اند كه درجای معينی عبادت كنند. آنجا عبادتگاه ايشانست. آداب عبادت به حسب مذاهبی كه پذيرفته اند، يا برايشان تحميل شده است تغيير ميپذيرد. اما جای عبادت همانجاست كه بود. بيشتر كليساهای معروف و مهم مسيحي، دراروپای شرقی و مركزي، درست در همانجاها كه بتكده كافران بوده، بنا شده است.
درايران هم مثالهای فراوان برای اين معنی ميتوان يافت. بسياری از مسجدها و زيارتگاه ها، درمحل آتشكدههای زردشتی بنا شده است و دربعضی ازآنها هنوز آثار آتشكده برجاست.
اما اين نكته مختص مكانها نيست. حكمی است كه بر بيشتر عادات و آداب ديگرنيزمی توان كرد. قرنها برايرانی گذشت و به آئين زردشت، كه آن نيز دنباله آئين كهنه ديگری بود، عادت يافت كه روشنی را بستايد و هنگام افروختن آتش يا چراغ سرودی بخواند و آنرا نيايش كند. آئين ديگرگون شد، اما رسم و عادت بجا ماند وفرزند ايران، به آئين نو، پرتو ايزدی را شباهنگام ستايش كرد.
درجشن ها، وآداب و رسوم مربوط به هريك، نيزاين حكم صادق است. سرچشمه بسياری ازجشنهای بزرگ را كه ميان ملتهای گوناگون امروز هست، درزمانهای پيش ازتاريخ جستجو ميتوان كرد. علت برپا داشتن اين جشنها اغلب ازياد رفته و بهانههای تازه تری بجای آنها قرار گرفته است. اما محقق ميداند كه " دراين چشمه همان آب روانست كه بود"
باين طريق ملتها عادات و آداب خود را كه جزء خصائص روحی وذوقی ايشان است نگه ميدارند. همه همراه سيل حوادث و تحولات اجتماعی ميروند. اما همه همرهان همرنگ نيستند.
آنچه مايه امتياز ملتی ازملت ديگرست همين آداب ورسوم است كه نشانه خصوصيات ذوقی و يادگار زندگی گذشته اوست. افراد انسان وجودهائی مستقل ازگذشتگان و مجزا ازآيندگان نيستند. هريك ازما موجی هستيم كه از آن كرانه زمان برخاسته ايم وسلسه موجها بهم پيوسته است.
ازاين گفتگو غرض آن نيست كه تحولات عظيمی را كه قهرا در وضع اجتماعی بشر رخ ميدهد انكاركنيم. اين تحولات نتيجه احتياجات تازه است. اما ذوق ودلبستگی گاهی با احتياج منافی نيست. ازخصايص بشرست كه به عادات خود دل ميبندد و تا آنجا كه با احتياجاتش منافی نباشد آنرا حفظ ميكند و يا كه با احتياجات جديد منطبق ميسازد. ملتهای كهن كه عاداتشان راسخ تر و جايگيرترست بيشتر درحفظ آنها اصرار و ثبات ميورزند، زيرا ترك عادات كهن دشوارترست و اين پا فشاری درحفظ يادگارهای ديرين نشانه دوام و بقای روح ملی ايشانست.
ايرانيان، ميان ملتهای همسال خود بدين صفت ممتازند كه خصائص ملی خود را بهتر و بيشتر حفظ كرده اند. بسياری ازآداب و رسوم كه امروز ميان ما معمول و رايج است ازگذشتهای دور و دراز حكايت ميكند. وضع اجتماعی ما بارها تحول يافته، حكومتها تغيير كرده، دينها و مذهبها عوض كرده ايم، اما بسياری ازآداب و مختصات ذوقی و روحی ما " سالها رفت " و بدان سيرت و سانست كه بود
اما نكتهای كه دراين تغيير رنگ آداب ورسوم ملتها قابل ملاحظه است اينكه، هرتغييری رامی توان نشانه يكی ازتحولات بزرگ اجتماعی شمرد. خواه اين تحول رنگ دينی داشته و خواه به ظاهر نيزبراثر ديگرگونی وضع معيشت و اداره اجتماعی حاصل شده باشد.
جشنها، ومراسم مخصوص به هريك ازآنها، ميان آداب ورسوم ملتها كهن سال فصول برجستهای است و اغلب ياد آور سوانح و فراز ونشيبهای زندگی هر ملت است. اين جشنها درطی زمانهای دراز رنگهای مختلف ميپذيرد درباره موجد وعلت ايجاد آنها درعصورمتوالی اقوال گوناگون بوجود ميآيد، و بدين طريق رسمی كهن با مقتضيات هر زمان متناسب ميشود.
ازجمله جشنهای متعدد كه يادگار عمر دراز و شكوه و جلال گذشته درخشان ملت ايرانست
« مهرگان » را بايد شمرد. اين جشن، روزي، درعظمت و اهميت تالی نوروز بوده است. تحقيق درباره اصل اين جشن بزرگ ايراني، و سوابق تاريخی آن، فرصتی بيشتر ميخواهد و مقالهها و كتابها بايد بدان اختصاص داد كه تهيه آنها كاردانشمندان اهل فن است. درقرون نخستين بعد ازاسلام هنوزجشن مهرگان رونق و شكوه باستانی خود را ازدست نداده بود. ديوان اكثر شاعران بزرگ قرون چهارم و پنجم را كه بگشائيم قصايدی شيوا و بلند دروصف جشن مهرگان و تهنيت بزرگان عهد درآنها مييابيم.
شاعران ايرانی ما، شايد برای آنكه اميران و پادشاهان را، كه گاهی ايرانی نژاد هم نبوده اند، به حفظ اين جشن و برپا داشتن مراسم آن تشويق كنند، آنرا
« جشن ميران و خسروان » خوانده اند. مرورزمان و مصائبی كه برسرملت ايران درطی قرنهای بعد وارد آمد و تعصب خشك و بيجای مذهبی دربعضی ازاين ادواررفته رفته جشن مهرگان را نيز مانند بسياری ازآداب و رسوم زيبا و دل انگيزمتروك ساخت. اكنون چندين قرن است كه ازجشن مهرگان جزدر بعضی ازنواحی دورافتاده و ميان قسمتی از تودههای ده نشين و كوهستانی كه به آداب قديم خود وفادار مانده اند خبری نيست