ويديو کليپ فقط از شمال ايران

ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
http://www.shomaliha.com

مرگ تدريجى ِ "جواهرده" در رامسر
محمود فلکى

چند سال پيش که پس از بيست سال براى نخستين‌بار وارد ايران شدم، ديدار جوردى يا جورديه ، روستايى که در آن زاده و باليده شده‌ام و معلوم نيست چرا به "جواهرده" تبديل شده، يکى از آرزوهاى من بود. "جورديه" از دو واژه‌ى "جور" به معناى "بالا" و ديه يا ده تشکيل شده است؛ به معناى " ده ِ بالا". واژه‌ى ده که در پارسى نوين به معناى روستا ست در زبان اوستايى " دانهوش" š) danhu) و در پارسى کهن " داهيا" (dahya) به معناى سرزمين يا کشور به کار برده مي‌شده که در پارسى ميانه و به‌ويژه در پارسى نوين (فارسى درى) به ديه يا ده تبديل شده و معناى روستا را به خود گرفته است.
ادامه مطلب را می توانيد در وبلاگ موج شمال بخوانيد

دو تصوير از جوردی (جواهرده):




برای ديدن عکسهای بيشتر از جوردی اينجا کليک کنيد

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
------------
نظر شما - Comments
در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد