ويديو کليپ فقط از شمال ايران

همگان نميدانند که گُل زيباست
حافظه ی تاريخی ما
آوای ماندگار
شغال، هلوی من پخته؟
يک بمب ساعتی تو دستم هست
معجزات بازار ، آش خورها و سد البرز
آرسـن مينـاسـيان ، مســيــح گـيــلان
مدال طلای ربوده شده ی من
ساحل نشينان
در جستجوی ميهن
حزب جنگل و حقه های سياسی
نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران

ماملتی خشمگین هستیم

اشپیگل 21.02.2009

برگردان گلناز غبرائی

رئیس پیشین پارلمان اسرائیل«آوراهام بورگ»ازپیروزی جناح راست درانتخابات واستفاده ابزاری از«هولوکاوست»می گوید.

آقای بورگ که 54سال داردازسال1999تاسال2003سخنگوی مجلس اسرائیل«کنست»

بوده. پدراومتولددرسدن واز بازماندگان هولوکاوست است و دردوران مناخیم بگین پست وزارت داشته. بورگ درگتابش بنام«پیروزی برهیتلر»آنچه راکه تاامروزدراسرائیل واقعیت مسلم شمرده می شد زیر سئوال می برد.

اشپیگل:آقای بورگ،اکثریت مردم اسرائیل به احزاب راستگرارای داده اند وبنیامین نتانیاهورهبرحزب لیکود بیشترین شانس را برای تشکیل دولت جدید بدست آورده. بعنوان یک چپ اسرائیلی چقدر احساس تنهایی می کنید؟

بورگ:حس می کنم در حال از دست دادن وطن سیاسی، ایدئولوژیک وروانی خود هستم. یک اسرائیل بازنده، چون بسیاری از هموطنانم تنها راه حل مشکلاتشان را در جنگ

می بینند و ازهمه بدتر اینکه من همیشه یهودی بودن را انسان بودن و جهانی اندیشیدن می دانستم و امروز اینرا نمی فهمم که چطور یک یهودی می تواند اینطور به زبان نفرت با دیگران سخن بگوید. کاری که بسیاری از هموطنانم می کنند.

اشپیگل: دلیل این نتایج در انتخابات چه بود؟

بورگ: جامعه اسرائیل توسط جنبش شهرک نشینان یهودی به گروگان گرفته شده ساکنین این شهرک ها خواستار راه حل تشکیل فقط یک کشور هستند همان برداشت انجیلی از اسرائیل بزرگ و قدرتمند. همانطور که فلسطینی ها گروگان حماس اند آنها هم می خواهند فلسطین بزرگ را براساس قوانین اسلامی بنا کنندودر هر دو جامعه نوعی

«استکهلم- سندرم» به چشم می خورد. هم ما و هم آنان نسبت به گروگان گیران سمپاتی در خود احساس می کنیم.

اشپیگل:شما نوشته اید اگر دولت اسرائیل بخواهد عربهایش را بیرون بیاندازد از این کشور مهاجرت خواهید کرد. آیا شروع به بستن چمدانهایتان کرده اید؟

بورگ: نه من سعی می کنم آرامشم را با کشیدن خط قرمز های جدید حفظ کنم. لیبرمن هنوز رئیس دولت نیست. اوهنوز اکثریت را بدست نیاورده. من هنوز امیدوارم. اجازه بدهید کمی از استعاره استفاده کنم. من شاهد تولد فرزندانم در اتاق زایمان بودم و هر بار از خود پرسیدم چطور می شود که زایشی به این زیبایی با آن همه درد و خون همراه باشد؟

بحران اسرائیل هم می تواند آغاز حرکتی جدید شود. یکی از دلایل موفقعیت لیبرمن عدم وجود آنهایی است که در مقابلش بایستند. شاید نتایج انتخابات ظهور پیشاهنگانی را نوید دهد که وجدان جامعه را نمایندگی کنند. لیبرمن را بخشی از درد این تولد ببینیم. زمان اما با ما همراه نیست. روزهایی که می شد از تشکیل دو دولت، از تلاش برای نزدیکی همه جانبه اسرائیل و فلسطینی مسئول و منطقی سخن گفت به سر آمده.

اشپیگل: اما حداقل حزب مرکزی کالیما به رهبری زیپی لیونی بزرگترین فراکسیون شده. لیونی می خواهد گفتگو ها را برای تشکیل دو دولت دنبال کند.

بورگ: چطور قادر به این کار خواهد بودوقتی نتانیاهو برمسند ریاست تکیه کرده؟

اشپیگل: قرار داد صلح مصر و اسرائیل، مهم ترین مصالحه ازاین دست هم توسط جناح راست پیش رفت.

بورگ:اماایدۀ اصلی آن سرزمین صلح. از طرف جناح چپ می آمد. راستها فقط آنرا پیاده کردند.

اشپیگل: چپها در اسلو نتوانستند گفتگوهای صلح را به سرانجام برسانند.

بورگ:دراسلو یکی از بهترین نتایج بدست آمد. برای اولین بار هردوطرف برپایه تشکیل دو کشور پشت میز مذاکره نشستند. اشتباه اما از آنجا شروع شد که برای تشکیل دولت خود مختار فلسطین به جای آنکه سخن از آشتی دو طرف مخاصمه باشد پای معاملات ملک و املاک را به میان کشیدندوبعد هم در فاصله گفتگوهای اسلو در سال 1993 و کمپ دیوید در سال 2000 تعداد شرکتهای یهودی نشین دو برابر گشت. برای فلسطینی ها این شهرک ها به معنای اشغال سر زمینشان است و البته آنها هم در این مدت هیچ تلاشی برای توقف رواج فرهنگ نفرت در مدارس و مساجد شان بعمل نیاوردند. به این ترتیب جنگ و برخورد قهر آمیز تبدیل به یک امر اجتناب نا پذیر گشت.

اشپیگل: باپیروزی جناح راست در انتخابات اسرائیل حرکت یک طرفه نخست وزیر پیشین آریل شارون برای تخلیه شهرک های یهودی نشین در نوار غزه متوقف شد.

بورگ: این ادعا که در اردوی فلسطینی ها کسی با این حرکت همراهی نمی کند را اهودباراک وحزب کارگر پس از شکست مذاکرات کمپ دیوید از خودشان در آوردند. این چپها بودند که ایده ساختن دیوار را طراحی نمودند.

اشپیگل: شما خودتان یکی از معروف ترین چهره های حزب کارگر بودید و می توانستید روزی رئیس دولت شوید. چه شد که از کار سیاسی فاصله گرفتید؟

بورگ: حس می کردم سیاست مرا محدود می کند. اینجا و آنجا مجبور به کنار آمدن می شدم. به جای آنکه به راه حلهای جدید بیاندیشم مجبور بودم به فکر کنفرانس مطبوعاتی آینده و پاسخ هایم به خبرنگاران باشم به اینجا رسیده بودم که اسرائیل چون امپراطوری کار آمد اما بدون رسالتی پیامبر گونه و بدون مسیری مشخص عمل می کند.

اشپیگل: دلیلش را شما در کتابتان« تأثیر همه جانبۀ هولوکاوست برشئون زندگی ما» ذکر کرده اید. دراین مورد می توانید توضیحات بیشتری بدهید؟

بورگ: اسرائیل را می توان به کودکی ستم دیده تشبیه کرد که حالا در بزرگسالی به پدری قهار و خشن بدل شده. آیا جامعه ای که به آن شکل وحشتناک رنج کشیده و زیر فشار قرار گرفته آنطور که یهودیها رنج کشیدند قادر خواهد بود روزی به این دور باطل پایان دهد؟ خواهد توانست این کابوس را پشت سر بگذارد؟ من به شخصه تلاشم رهایی از شر این کابوس وحشتناک است.

اشپیگل: شما می نویسیدهولوکاوست در زندگی ماازخداهم حی وحاضرتراست، این بنظر نوعی کفر می آید.

بورگ: چگونه می توان بیان حقیقت را کفر نامید هولوکاوست معیار مقایسه ما شده ناتنیاهو را در نظر بگیرید. او رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد را با هیتلر مقایسه کرده

اشپیگل: رژیم اسلامی ایران موجودیت اسرائیل را تهدید نمی کند؟

بورگ: چرا اما وقتی همه چیز با هولوکاوست تعریف می شود نمی توان پیشنهاد رئیس جمهور جدیدامریکا را برای مذاکره با ایران پذیرفت. نمی توان به اقدامات شدید علیه این دولت دست نزد. باید راه هایی پیدا کرد تا جلوی تکرار هولو کاوست گرفته شود. از طرف دیگر مردم ما با برگشت همیشگی شان به این موضوع هر گونه معیاری را از دست می دهند.

مثلاً می گویند« هرچند حمله به غزه چندان هم خوب نیست ولی ما که آنجا اتاقهای گاز براه نیانداخته ایم. منطق شان اینست که هرچه شبیه هولوکاوست نباشد مجاز است.

اشپیگل: خودتان هم همینطور مقایسه می کنید مثلاً می نویسید که شرایط سیاسی اسرائیل درست مثل شرایط دوران پایانی حکومت وایمار در آلمان است و یا می پرسید چه تفاوتی میان نعره های فاشیستها که شعار می دادند« یهودیها را بیرون بریزید» و فریاد اسرائیلی ها  که خواستار اخراج عربها هستند و جوددارد.

بورگ: ما درزبان عبری مثلی داریم که می گوید« لباس چرکهایتان را در ملاء عام نشورید» اما رسانه های بین المللی آنچنان ما را زیر نظر دارند که دیگر حتی لبهاسهای چرکمان را در خانه هم نمی شوریم و متأسفانه بویش دارد همه جا راپُر می کند.

اشپیگل: شما می نویسید« اسرائیل امروزه در نفرت فزاینده از یهودیان نقش دارد، اگر پدرتان که از بازماندگان هولوکاوست است این جمله را می شنید چه می گفت؟

بورگ: پدرم همیشه اشاره می کرد که دو تا از مهترین کتابها برای ملت یهود در آلمان منتشر شده« کشور نوین عهد عتیق» اثبات صیهونیسم توسط تئودور هرتزل و

«نبرد من» آدلف هیتلر. آنوقتها در آلمان رقابتی و حشتناک میان روحیه ای لیبرال وناسیونالیسمی وحشت انگیز وجودداشت و متأسفانه به پیروزی کابوس ناسیونالیستی منجر گشت. حالا در اسرائیل شاهد همان رقابتیم امیدی بزرگ در برابر کابوسی دیرپا.

ازپدرم آموخته ام که اینبار برای پیروزی امید، بجنگم.

اشپیگل: شما در کتابتان می نویسید که« احساس گناه و ترس دائمی ناشی از هووکاوست باعث شد تا ملتی زیر سلطه جنون آمیز اقدامات امنیتی و برای حفظ خود غالباً در دام جنگهای بی حاصل بیافتد.

بورگ: ما ملتی خشمگین و بسیار پر خاشجو هستیم.

اشپیگل: اسرائیل هشت سال راکتهایی راکه برسرش می بارید تحمل کردوپس از آن به حماس اعلام جنگ نمود.

بورگ: پرتاب راکت برسراهالی جنوب اسرائیل طبیعتاً غیرقابل دفاع است. اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که ما پنج سال ازاین هشت سال نواره غزه را در اشغال خود داشتیم. درست است که چندین هزار راکت پرتاب شد. 30 کشته داشتیم و بسیاری نیز از این شرایط به لحاظ روحی صدمات جدی دیدند. اما بالای 1000 نفر را کشتیم و یک منطقه بزرگ را ویران کردیم. آیا این پاسخی در خور است؟

اشپیگل: اسرائیل به اشغال نوار غزه در سال 2002 پایان داد. اما حماس به جای برداشتن خطوط نظامی خود همچنان به پرتاب راکت ادامه داد. اینطور بنظر می رسد که وزیر امور خارجه پیشین اسرائیل« آبارابان» بحق گفته« فلسطینی ها هیچ فرصتی را برای از دست دادن فرصتها از دست نمی دهند»

بورگ: ما اسرائیلیها هم قهرمان از دست دادن فرصتها هستیم. اولش نمی خواستیم با جنبش آزادیبخش فلسطین پشت میزه مذاکره بنشینیم. بعد نشستیم. حالا همین ما جرا با حماس تکرار می شود. یک روزوقتی القاعده سنگرهارادر نوارغزه بدست گرفت،

خواهیم گفت که حماس آنقدرهاهم وحشتناک نبوده.

در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد