ويديو کليپ فقط از شمال ايران

به نام پروردگار شهسوار
به نام اشك ... به نام خون ... به نام ايران
باور کن! اين زمانه ی بيداد بگذرد
گزينه ها
هوشنگ ابتهاج(سايه) به روايت
سيمين بهبهانی

کوراشيم (کجا می ريم) ؟
نوروزی از نوع ديگر
همگان نميدانند که گُل زيباست
حافظه ی تاريخی ما
آوای ماندگار
شغال، هلوی من پخته؟
يک بمب ساعتی تو دستم هست
معجزات بازار ، آش خورها و سد البرز
آرسـن مينـاسـيان ، مســيــح گـيــلان
مدال طلای ربوده شده ی من

ساحل نشينان
در جستجوی ميهن
حزب جنگل و حقه های سياسی
نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران

آيينه دار فرعون
مينا اسدی


گفتند:
ريشه داريم
درآب و خاک اين دشت
گفتی به تيشه داران
از ريشه ها گذشتند
غافل ز وحدت خاک
با آب و دشت وريشه.

گفتند:
فرصتی ده
تا نور مه بتابد
بر سايه سار اين خاک
گفتی نقابداران
با سنگ های بسيار
از شيشه ها گذشتند
هرگز شنيده بودی
خشمی چنين بجوشد
از بند بند شيشه؟

ديدی چگونه امروز
هر تن هزار تن شد
هر لب هزارفرياد؟
ديدی ترا چگونه
بر جای خود نشاندند
با آنکه گرگ بودی
حتا شغال ها هم
خط ترا نخواندند؟

دانسته ايم اينک
"آسايش دو گيتی
تفسير اين دو حرف است"
با دوستان بسازيم
بر دشمنان بتازيم

ای طبل ؛ طبل خالی
بانگ بلند ظاهر
ابليس وحشت و مرگ
آيينه دار فرعون
درياب لحظه ها را
روز دگر نمانده

مينا اسدی « از دفتر شعر از ميان گمشده ها» 8 آبان 1357

نظر شما - Comments
در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد