ويديو کليپ فقط از شمال ايران

کوراشيم (کجا می ريم) ؟
نوروزی از نوع ديگر
همگان نميدانند که گُل زيباست
حافظه ی تاريخی ما
آوای ماندگار
شغال، هلوی من پخته؟
يک بمب ساعتی تو دستم هست
معجزات بازار ، آش خورها و سد البرز
آرسـن مينـاسـيان ، مســيــح گـيــلان
مدال طلای ربوده شده ی من
ساحل نشينان
در جستجوی ميهن
حزب جنگل و حقه های سياسی
نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
فرياد
ر. اوآ


يکی در گوشه ايی حبس است
صدايش را نمی دانم کسی آن سو
به گوشش می رسد فرياد:
کمک ، کمک

يکی در فقر می پوسد
برای لقمه ايی هر روز می کوشد
صدايش را نمی دانم کسی آن سو
به گوشش می رسد فرياد:
کمک ، کمک

يکی روشن قلم در دست می ميبنم
زبانش را ميان قفل می بينم
صدايش را نمی دانم کسی آن سو
به گوشش می رسد فرياد:
کمک ، کمک
چرا اينجا بدنيا آمدم
تا با نگاهی تلخ
طعم مرگ را
هر جا
و در هر کوی و اين برزن
به دست تجربه
بسپارم و گويم
قضا اين بود و
شايد بود، دردی سخت
نامش چون رضايت!!!!

يکی در من نمی خواهد
بماند چون سکوت شب
همی طوفان درون من
چو موج آب
می خواهد که برخيزد
فر و ريزد چنين تقدير

يکی در گوشه ايی حبس است
يکی در فقر می پوسد
يکی روشن قلم درحبس می سوزد
ولی آيا به گوش اين جهان
می پيچد اين فرياد:
کمک ، کمک !!

***

در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد