ر
آوا
عشق تماما
منم
مشت
گره می کنم دادو
فغان می کنم
گوش
فلک پرشود از همه فریاد
من
ای که
تو خصم منی علت خشم
منی
خشم
من ازکینه نیست کینه,
سراسر تویی!
ره تو
به ما بسته ایی
قفل به
زبان می کشی
خود
شّنّویی ؛ خود
شنو خود
سر بی شرم
و رو
سال
به صبر داده ام
خشم به سبز داده
ام
در ره
آزادیم
سبز و جوان امدم
خشم
تو ادم کشد
خشم من اما بدان
سوی
طراوت رود
رحم به تو آورد
گوش
کنید خود سران
خشم
من از کینه نیست
کینه
سراسر شما
عشق
تماما منم
خود
شّنّویی, خود شنو
خود
سر و بی شرم و رو
پاره
شود این طناب
گر که
کلفتی کند
پاره
شود این طناب
گر که کلفتی کند