ويديو کليپ فقط از شمال ايران

نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
خلاصه شده مقاله:
مديريت بحران يا بحران مديريت
قاسم جند

در سال‌هاى اخير، مردم ايران با نوع ديگرى از رويكردها و تصميم‌گيري‌ها در عرصه سياست‌هاى داخلي، خارجى و اقتصادى خود روبه‌رو شدند؛ رويكردهايى كه به تعبير بسيارى از كارشناسان، تصميماتى خلق‌الساعه و بدون پشتوانه كارشناسى بوده که به چالش اقتصادى ايران در سال‌هاى اخير منجر‌ شده است. همچنين خود اين چالش‌هاى اقتصادي، به يکى از حادترين موضوع‌هاى صحنه سياسى کشور مبدل شده و همگان تأييد مي‌کنند که به‌رغم افزايش درآمدهاى کلان نفتى اخير که در تاريخ ايران سابقه نداشته، مشکلات اقتصادى کشور روز به روز افزايش يافته و تا حدود زيادي، اين مشکلات عديده اقتصادي، ناشى از ضعف برخى مديران در ميدان‌هاى کارى خودشان است.

مسأله بحران مديريت در ساختار مديريتى ايران و اين‌که در برخى از عرصه‌هاى مديريتى در کشور، مديران از تجربه‌ها و دانش کافى در عرصه‌هاى خود برخوردار نيستند را مي‌توان از جنبه‌هاى گوناگون بررسى كرد. ضعف مديريت‌ها در سال‌هاى اخير را از آنجا مي‌توان متوجه شد كه به‌رغم سرمايه‌گذاري‌هاى هنگفت و اجراى هزاران طرح بزرگ و كوچك، اثرات اقتصادى آنها در كشور، متناسب با حجم سرمايه‌گذاري‌ها و اقدامات انجام شده نيست.

چنانچه بخواهيم تعريف دقيقى از بحران بگوييم، بايد آن را با توجه به تناسب شرايطى که افراد در آن هستند، تعريف کرد. بيشتر مديرانى که در تصميم‌گيري‌هاى کلان دخالت دارند، يا تجربه مديريتى در بخش‌هاى کلان نداشتند و يا اگر داشتند، حيطه فعاليتشان در اندازه‌اى نبوده که قادر به مديريت يک مجموعه کلان در حد وزارتخانه، سازمان‌ها يا شرکت‌هاى بزرگ باشند.
گاه تصميم‌گيرى اشتباه اين مديران ضعيف که در برخى از آنها سبب بحران شده، به دليل فشار‌هايى است که از بيرون به اين مسئولان وارد مي‌شود. مديرانى که استقلال تصميم‌گيرى در عرصه کارى خود را ندارند و تصميماتشان وابسته به نظرات افراد يا احزاب حامى آنان است، افرادى هستند که به خاطر لياقتشان به اين مناصب نرسيدند و حتى در برخى مواقع، اين افراد تنها بر اين صندلي‌ها نشسته‌اند، اما عملا صاحب اين مناصب نيستند؛ بنابراين، فشارهاى عصبى و گرفتار شدن در يک بحران، مي‌تواند براى مديرى که آمادگى کنترل گرداب وقايع و همچنين واکنش‌هاى هيجانى خود را ندارد، فاجعه‌آميز باشد.

در دنياى امروزه، مديريت را به شکل‌هاى گوناگون تعريف کرده‌اند و براى مديريت کلان، استانداردهاى گوناگونى گذارده‌اند، اما در سال‌هاى اخير، بسيارى از مديران، اين استانداردها را ندارند و اگر هم باشند مديرانى كه داراى اين استاندارد‌ها هستند، متأسفانه، در اندک زمانى از مجموعه خود کنار گذاشته شده و يا به آنها اجازه مشارکت در تصميم‌گيرى کلان را نداده‌اند.
استفاده از مديران غير متخصص آن هم با توجه به وجود مديران توانمند و متخصص ايرانى که صاحب‌نظر در عرصه‌هاى اقتصادى و سياسى ايران و جهان هستند و همواره در بيشتر نقاط دنيا، رد پايى از آنان را مي‌توان ديد که باعث پيشرفت‌هاى بزرگى در عرصه تخصصى خود شدند، به هيچ وجه پذيرفتنى نيست، چراكه اين، خود باعث بروز بحران‌هايى در عرصه تصميم‌گيري‌هاى کلان کشور مي‌شود. متخصص عمران نبايد وزير كشاورزى شود، يك متخصص زراعت و يا خاكشناسي، نمي‌تواند معاون برنامه و بودجه و اقتصادى يك وزارتخانه سازمان و يا مؤسسه علمى باشد. فردى كه صلاحيت وى در اندازه رئيس يك اداره يا مديريت يك بخش كوچك است، نمي‌تواند رئيس يك سازمان بزرگ يا معاون يك وزارتخانه يا رئيس يك دانشگاه باشد.

از سوى ديگر، بحران‌هاى اقتصادي، باعث بروز بحران‌هاي‌ فرهنگي‌ و ناهنجاري‌هاى اجتماعى در جامعه و نيز عدم گرايش مردم به‌ علم‌ و كاربردي‌ كردن‌ آن‌ با اهداف‌ اقتصادي‌ و زندگي‌ بهتر، سختكوشي، مسئوليت‌پذيري‌ و نظم، تدبير و خلاقيت‌ و نوآوري‌ در كار، احترام‌ به‌ قانون‌ و رعايت‌ حقوق‌ ديگران‌ مي‌شود كه‌ در عمل‌ از‌ تحول‌ و توسعه‌ اقتصادي‌ و فرهنگى جامعه جلوگيرى مي‌کند.

بخشى از امكانات و توانايي‌هاى كشور ايران در كمتر كشور پيشرفته‌اى پيدا مي‌شود؛ با اين همه امكانات كه از آن برخورداريم و در جهان كم نظير است، از نظر اقتصادى در وضعيت مطلوبى قرار نداريم. صرفنظر از درآمدهاى نفتى كه تنها براى مدت كوتاهي، رفاه كاذب و نسبى براى بخش كوچكى از مردم در گذشته‌هاى دور ايجاد كرده بود، كشور ايران را مي‌توان در رده كشورهاى کمتر توسعه يافته علمى و صنعتى جهان به شمار آورد. همين وضعيت اسفناك در كنار اوضاع نامناسب فرهنگى و گاه نزديکى سياسى حكومت به برخى كشورهاى خارجى خاص براى مقابله با جاه‌طلبي‌هاى برخى کشورهاى ديگر، هيچ‌گونه سودى در درازمدت براى کشور ندارد
نظر شما - Comments
در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد