مديريت بحران يا بحران مديريت

2 Comments »

  1. با سلام خدمت آقای جند
    شاید شما از روی صداقت و دلسوزی مقاله تان را نوشته باشید اما نگاهتان به مسائل کاملا اشتباه می باشد. مقوله هایی چون بحران و مدیریت را تنها آن زما می توان توضیح داد که اول روشن نماییم از موضع چه کسی سخن می گوییم. جامعه ای یا بخش هایی از بافت های جامعه می توانند بحران زده باشند اما همزمان در همان جامعه می تواند قشرهایی یا نهادهایی باشند که از آن بحران به قیمت فلاکت اکثریت جامعه تغذیه کرده و سودهای کلان ببرند. همین پایین آمدن روز بروز ارزش ریال که منجر به پایین آمدن قدرت خرید اکثر مردم می شود برای اقلیتی بهترین فرصت برای سودآوری بوجود می آورد. بویژه برای آنهایی که در صادرات دست دارند دستمزد پایین و مواد اولیه ارزان قیمت و محصولات کشاورزی ارزان که از کشاورزان خریده می شود در مجموع هزینه های فعالیت اقتصادی آنان را چنان پایین می آورد که سودهای دویست یا سیصد درصد نصیبشان می کند
    همینطور هست مسئله مدیریت. از دید منافع جامعه و منافع اکثریت مردمش حمایت از تولیدات داخلی اهمیت بسزایی در پیشرفت اقتصاد کشور دارد. اما کسی که مدیریتش در خدمت بخش خصوصی و آنهم تجاری اش باشد منافع اش در آن هست که بازار را با اجناس ارزان خریده شده خارجی پر کند و سودهای کلان و بی دردسر نصیبش شود
    مسلم است که مدیری که هم منصب دولتی داشته باشد و هم خود یک پای اقتصاد بخش خصوصی است در درجه اول مدیریتش را در جهت منافع خود و سوددهی سرمایه اش بکار می برد. زمانی که اصناف مسئول کنترل قیمت شوند. بدیهی است که برای کسب سود بیشتر منافعشان ایجاب می کند که قیمت ها را بالا نگهدارند
    مطلب برای گفتن زیاد هست. اما چون نمی خواهم از چارچوب یک کامنت بر مقاله تان بالاتر برود ادامه نمی دهم
    همیشه به سلامت باشید

    Comment by اهل زیراب — May 20, 2008 @ 10:39 am


  2. سلام. در تکمیل حرف اهل زیراب اضافه کنم شکی نیست که کمبود مدیران مجرب و لایق مشکلی است قابل توجه اما مشکل اصلی نیست. مثالی می زنم. فرض کنید فلان کارخانه تولیدی که کارش نسبتا خوب هم می چرخد و توسط مدیر لایق و کاردانی هم اداره می شود قرعه به نامش افتاد که به بخش خصوصی واگذار گردد. اگر مدیر مربوطه یک پایش به بخش خصوصی بند باشد و یا احتمالا خودش غیر مستقیم خریدار کارخانه باشد معلوم است که دوست دارد آنرا تا جایی که ممکن است ارزان بخرد. و برای این کار منافعش حکم می کند که کارخانه خوب نچرخد و سوددهی اش پایین بیاید و حتی ضرر بدهد تا بتواند آنرا مفت بخرد. اگر کمی در جریان خصوصی سازیهای اخیر باشید حتما متوجه می شوید تعدادی از موسساتی که در لیست خرید بخش خصوصی قرار گرفتند ناگهان شروع کردند به ضرر دهی و حتی تعدادی از آنها صحبتش بود که تعطیل شوند و خورد تو سر قیمت شان و حراج و و و

    Comment by ناوران — May 20, 2008 @ 11:20 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a comment




Powered by WordPress