 ويديو کليپ فقط از شمال ايران
گزينه ها
هوشنگ ابتهاج(سايه) به روايت سيمين بهبهانی
کوراشيم (کجا می ريم) ؟
نوروزی از نوع ديگر
همگان نميدانند که گُل زيباست
حافظه ی تاريخی ما
آوای ماندگار
شغال، هلوی من پخته؟
يک بمب ساعتی تو دستم هست
معجزات بازار ، آش خورها و سد البرز
آرسـن مينـاسـيان ، مســيــح گـيــلان
مدال طلای ربوده شده ی من
ساحل نشينان
در جستجوی ميهن
حزب جنگل و حقه های سياسی
نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو و آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر
يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
|
رضا مقصدی
باور کن! اين زمانه ی بيداد بگذرد
بنشين کنارِ آتشم تا باد بگذرد
خاکسترِ جوانی ی ناشاد بگذرد
□ □ □
ای اَبر از کجای جهان، باز آمدي؟
باران! ببار! تا غمم با باد بگذرد
□ □ □
اينگونه سخت وُ تلخ، دهان ِ مرا مبند!
بگذار از گلوی ِ من، فرياد بگذرد
□ □ □
ای عشق! صيد ِ سبز ِ تو بوده ست اين دلم
دردا اگر ز صيد ِ خود، صياد بگذرد
□ □ □
نام ِ تو يادگار ِ گُل ِ گلشن ِ من ست
هرگز مباد نام تو از ياد بگذرد
□ □ □
در هر نَفَس برای دل ِ من، قفس مساز
بگذار اين پرنده ام آزاد بگذرد
□ □ □
دست ِ تو می نويسدم خطاط ِ خوب ِ عشق!
شادا اگر ز ديده ی استاد بگذرد
□ □ □
شيرين ِ روزگار نميخواهد بعد ازين
يک ذرّه از طراوت ِ فرهاد بگذرد
□ □ □
هرچند مرگ ِ برگ، سرودت کبود کرد
باور کن! اين زمانه ی بيداد بگذرد
27 خرداد 1388
10:27
|