 ويديو کليپ فقط از شمال ايران
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو و آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر
يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
|
http://www.shomaliha.com
(اسپهبدان مازندران (آل باوند
آل باوند يا اسپهبدان بين سالهای 655 تا 1349 ميلادی بر بخشهايی از مازندران و گيلان حکمفرمايی ميکردند. آل باوند از سه خانواده خويشاوند کاووسيان, اسهبديه و کين خواريه تشکيل می شود که به مدت 610 سال بين 655 تا 1349 ميلادی بر بخشهايی از شمال ايران حکمروايی ميکردند. فردوسی و ابوريحان بيرونی برای گريز از دست سلطان محمود غزنوی به آل باوند پناهنده شده و مورد مهر و محبت قرار گرفتند. از آنجايی که اسپهبدان تنها سلسله بزرگ ايرانی بودند که توانستند قلمرو خود را در مقابل يورش اعراب حفظ کنند, ميتوان آنها را پاسداران فرهنگ و آداب و سنن ايرانی و حتی زبان پهلوی دانست. در گويش های مازندرانی و گيلانی کلمات فراوانی از زبان پهلوی به جای مانده و کماکان استفاده می شود که در ديگر نقاط ايران تقريبا منسوخ شدند. به قول صادق هدايت : " در دوره ای که همه ايرانيان برای تملق زبان عربی را آموختند, ونداد هرمزد(پدر بزرگ مازيار ) با هارون الرشيد بوسيله مترجم گفتگو کرد و درشتگوييهای او را با دستور حفظ ادب و پاس احترام خويش جواب داد و خلفا از شهرياران ايرانی مازندران هميشه حساب ميبردند
:فرمانروايان اسپهبدان مازندران
(شاخه کاووسيان (665 تا 1000 ميلادی
باو پسر شاهپور پسر کاووس --- *
سهراب پسر باو --- *
مهرمردان پسر سهراب --- *
سهراب پسر مهرمردان --- *
شروين پسر سهراب --- *
شروين با ونداد هرمزد پدر بزرگ مازيار همدوره بوده و در سال 783 ميلادی به همراهی هم بر کارگزاران خليفه که مردم از جور و ستم وی شکايت داشتند هجوم برده و بسياری از مسلمانان و کارگزار خليفه را کشتند
شهريار پسر شروين --- *
شاپور پسر شهريار --- *
قارن پسر شهريار --- *
خروج حسن بن يزيد معروف به داعی بر عليه خليفه (250 قمری / 864 ميلادی) و گرايش مردم طبرستان و ديلمان به او مهمترين رويداد اين دوره می باشد
رستم پسر قارن --- *
شروين پسر رستم --- *
شهريار پسر شروين --- *
فردوسی پس از بی مهری از جانب سلطان محمود غزنوی به مازندران نزد شهريار پناهنده شده و مورد مهر ورزی قرار ميگيرد : "به روايت نظامی عروضی 6 ماه در دکان اسمعيل وراقی پدر ازرقی متواری و مخفی ميشود و سپس از آنجا سفر کوتاهی به طوس ميکند و نسخه ای از شاهنامه را با خود به طبرستان به دربار اسپهبد شهريار از آل باوند می برد و در آنجا هجونامه محمود را که می گويند صد بيت بوده است می سازد و در مقدمه شاهنامه قرار می دهد"
دارا پسر رستم پسر شروين --- *
مرزبان پسر رستم و برادر دارا که صاحب مرزبان نامه است در اين دوره حاکم فريم بود. ابو ريحان بيرونی نيز در گريز از دست سلطان محمود در دوره مجدالدوله ديلمی به ری گريخت. پس از مدتی از آنجا رهسپار طبرستان شد. چندی در نزد وی بود, و کتاب مقاليد علم الهيه را به نام اسپبد مرزبان بن رستم نوشت, و هم توسط او به دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگير زياری (388_403) پيوست
شهريار پسر دارا --- *
شاخه اسپهبديه 1113 تا 1209 ميلادی
حسام الدوله شهريار پسر کارن --- *
نجم الدوله کارن پسر شهريار --- *
فخرالدوله رستم پسر کارن --- *
علاء الدوله علی پسر شهريار --- *
رستم شاه غاری پسر علاء الدوله علی --- *
وی را می بايست مشهورترين فرمانروای اين شاخه از ال باوند به شمار آورد، چنان که رشيدالدين وطواط در نامه ای که از سوی آتسز به رستم نگاشته او را اسپهبد اسپهبدان و شاه مازندران خوانده است
شرف الملک حسن پسر شاه غازی --- *
اردشير پسر حسن --- *
شمس الملوک رستم پسر اردشير --- *
شاخه کين خواريه 1238 1349 تا ميلادی
اردشير پسر کين خوار --- *
شمس الملوک محمد --- *
علاء الدوله علی پسر کين خوار --- *
تاج الدوله يزدگرد پسر شهريار --- *
در دوره وی 1299 ميلادی از قدرت مغولان در مازندران به شدت کاسته شد و آن سرحد دوباره آباد شد چنانکه فقط در آمل 70 مدرسه از وی مقرری ميستاندند
نصرالدوله شهريار پسر يزدگرد --- *
رکن الدوله شاه کيخسرو پسر تاج الدوله يزدگرد --- *
شرف الملک پسر کيخسرو --- *
فخرالدوله حسن پسر کيخسرو --- *
وی آخرين فرمانروای آل باوند بود و پس از مرگ او 1349 ميلادی آل باوند منقرض گرديد
(اسپهبدان مازندران (آل باوند ---
ديلميان آل زيار ---
ديلميان آل بويه ---
-----------------------------
مازيار, رهبر جنبش سرخ علمان ---
مردآويج ---
شمسالمعالی قابوس بن وشمگير ---
(شيرين دختر شروين (سيده ملک خاتون ---
|