 ويديو کليپ فقط از شمال ايران
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو و آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
<احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر
يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
|
برگريز
کاری از بابک دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی فناوری اطلاعات, اهل لنگرود
...
معلم من!
ديگر به من نگو زندگی زيباست.
من انقراض پرنده ی کوچک را به چشم ديده ام,
و صدها گنجشک طبيعت را با تفنگ بادی نوجوانی ام کشته ام,
و شنيدم که مرغ های پير عشق درگوشی به هم می گفتند:
"عشقی به عمق آسمان کوچکتر از قد و قواره ی تابوت است".
ای آموزگار اميد! ای برقص آرنده ی آتش!
ای که رسم شادی ات را می ستايم!
ای که دنيا را برای همه زيبا می خواهی!
ممکن است برای من زيبا باشد! اما زندگی برای همه زيبا نيست.
عشق نمی گويد! ترانه نمی سرايد! شادی نمی خواند, اميد می ميرد, با او زندگی نمی آيد.
برای او برف سرد است و زمستان سوز
...
ادامه مطلب ... (PDF)
|