|
ر. آوا
بهار
وطن هرگز ززمستان نشکست
قهرمان، در پی آواز بهاران بنشست
اگر يک روز بهار بيايد
و ببويد تن گل
و ببوسد چمن سبز در اين باغ حياط
روح من تازه شود
از همه عطر
از همه رنگ
من بديدم
که زمستان آمد
چه زمستانی سرد
که به سنگينی برفش نتوان باور داشت
اگر يک روز بهار بيايد
و نسيمی روح بخش
بدم بر تن اين خسته غلامی
که به سستی رفته است
شادمان، بوسه به دستان بهار می آيم
و در خانه خود بگشايم
و تکانی دهمش ، اين جانم
اگر يک روز بهار بيايد
هر کسی می داند
که زمستان ديده است
وقت سستي، رفته است
بايد از جا برخاست
که بهار امده است
تا ببويد تن گل
و ببوسد چمن سبز در اين باغ حياط
وطن هرگز، ز زمستان نشکست
قهرمان، در پی آواز بهاران بنشست
ادرس پست الکترونيکی :
Rami.6262@yahoo.com
|