ويديو کليپ فقط از شمال ايران

ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
بديعی و آرشه جادويی وی     
http://www.shomaliha.com
استاد حبيب الله بديعی موسيقيدان برجسته ايرانی, آهنگساز و ويلونيست, فرزند على محمد, به تاريخ 4 فروردين 1312 در سرزمين اسپهبدان, استان هنرپرور مازندران در شهر سوادكوه در خانواده ای هنر دوست به دنيا آمد . پدر وی از خرده مالکان منطقه بوده و دوتار می نواخت. دوساله بود که خانواده اش به ساری نقل مکان کرد. کشش و علاقه وی به موسيقی از دوران خردسالی همگان را شگفت زده کرده بود. (حتی شماليها را که موسيقی بخشی از زندگی روزمره شان را تشکيل داده و شايد در هيچ جای ايران به اندازه شمال, موسيقی اينقدر با کار و زندگی مردم (به ويژه در روستاها) اجين نشده باشد. گاه موسيقی به عنوان يک ابزار برای تسهيل کارهای سخت به کار گرفته می شود, مگر ميشود هنگام نشای برنج و چيدن برگ چای آواز نخواند, گاه طبيعت موسيقيايی شده و آدميان را به خود می کشد, مانند زمانی که از کوبش دانه های باران بر سقفهای حلبی سمفونی باران خلق می شود . چگونه می توان آواز نخواند در آن هنگام که فضا مملو از رايحه بهار نارنج می گردد و...). بديعى در گفتگو با شاپور بهروزى در مرداد 1366 می گويد : " شش ساله بودم.يك گرامافون كوك قديمى در طبقه ى بالاى منزل داشتيم. تعداد زيادى از صفحات قمر و بديع زاده و تاج اصفهانى و ويلون صبا از جمله قطعه ى زنگ شتر استاد در ميان اين صفحات بود.بيشتر اوقات پنهانى به طبقه ى فوقانى مى رفتم و دور از چشم اغيار به اين صفحات گوش مى دادم و شيدا و مسعور نواهاى سحر انگيز آن مى شدم. البته دلباختگى اين نوع موسيقى نسبتا سنگين با سن كمى كه داشتم هيچگونه تناسبى نداشت." برادر بزرگ حبيب براى خود ويلنى تهيه كرده و نزد يك نوازنده ى ارمنى به فراگرفتن ويلن مشغول مى شود ولى بعد از دو سال خسته شده و نواختن ويلن را ترك مى كند. حبيب گهگاهى بدون اجازه و دور از چشم برادر مشتاقانه دستى به آرشه ى ويلن برده و نغمات دلنشينى به گوش مى رساند.اين عمل از ديد برادر مكتوم نماند و وقتى علاقه ى شديد او را نسبت به موسيقى مى بيند ويلن را به او هديه مى كند.
بديعى دو سال اول ابتدايى را در سارى گذراند ، و پس از آن به تهران رفته و در مدرسه پانزده بهمن تحصيلات خود را پى گيرى كرد. پس از پايان تحصيلات متوسطه, در رشته زمين شناسی دانشگاه تهران ادامه تحصيل داده و موفق به اخذ ليسانس ميگردد. از سال 1326 نزد دكتر لطف الله مفخم پايان ( به مدت سه سال ) و استاد صبا (به مدت دو سال) آموزش و يلون می بيند و يک سال هم نزد چينگوزيان از ارامنه قفقاز به آموزش موسيقی کلاسيک می پردازد. دکتر عزيزالله بيات به ياد مى آورد كه در مصاحبه اى تلويزيونى از استاد صبا پرسيدند قوى ترين شاگردتان كيست؟ و استاد در نهايت حيا و فروتنى گفتند كه مردم بايد بهترين را تشخيص دهند. بيات از پاسخ استاد قانع نشد و در جلسه اى خصوصى همين سؤال را از او مى پرسد و استاد صبا مى گويد: حبيب الله بديعى . بعداز فوت صبا راديو تصمم گرفت برای بزرگداشت استاد, اثر معروف وی "زنگ شتر" را پخش کند, اما نسخه ضبط شده ای از قطعه ای در دست نبود. تصميم گرفته شد چند نفر از شاگردان مرحوم استاد اين قطعه ى “زنگ شتر” را بنوازند, و قطعه يى كه پذيرفته شد و حتى به نام استاد صبا از راديو پخش شد قطعه يى بود كه حبيب اله بديعى نواخته بود.
حبيب الله بديعى در نواختن دستگاه ها و گوشه هاى آواز ، قدرت و توانايى قابل ملاحظه اى داشته و در آهنگسازى ونوازندگى داراى سبك خاصى بود. كه هر يك از آثار وی از شيوايى و لطافت كم نظيرى برخوردار است. وقتى احساس مى كرد تكرار نغمات و گوشه ها ممكن است براى شنونده كسالت آور باشد ، به قطعه اى ضربى روى مى آورد كه موجب تنوع و مبين قدرت نوازندگى اش گردد ، به طورى كه بسيارى از اهل فن معتقدند سلوى مشهور او كه در دستگاه شور نواخته شده به ملاحت و عظمت تمامى درياى مازندران ، زادگاهش مى باشد و شنونده را در الهام و رؤياهاى دور و دراز فرو مى برد.
بديعی از سال 1329به عنوان تکنواز با بر نامه موسيقى ارتش همکارى کرد.و سال بعد بود که که رسما وارد ارکستر ابراهيم منصورى شد. وى در سال 1331 در فيلم "ولگرد" صداى قوامى و شمس را با ويولن همراهى کرد. در جريان ساختن فيلم ولگرد بود که با هنرمند پرآوازه گيلانی (خواننده نرگس شيراز و کاکوله و...) بانو شمس آشنا گشته و پس از مدتی با هم ازدواج ميکنند. سال 1333 ارکستر شماره شش راديو را بنيان گذاشت که شمس در آن هنرنمايی ميکرد. اين ارکستربه رهبری وی تا سال 1336 شب های جمعه در راديو برنامه داشت. سال ۱۳۳۷ بنا به دعوت داود پيرنيا سرپرست برنامه ى گلها, كار خود را در اين برنامه با خوانندگانى چون : بنان, حسين قوامى , گلپايگانى محمودى خوانسارى, مر ضيه, الهه, پوران, دلکش, رويا, و شجريان آغاز كرد. سال 1343 به عضويت شورای موسيقی راديو انتخاب شد, از سال 1346 تا 1351 رياست اداره موسيقی راديو را به عهده داشت. سال 1458 به عضويت شورای واحد موسيقی درآمد که به غير از او مرتضى حنانه ، على تجويدى و حسينعلى ملاح هم در آن عضو بودند. بديعی رهبری ارکسترهای 2, 4 و 6 و ارکستر باربد و نکيسا را هم به عهده داشت
حبيب الله بديعی در سال های آخر زندگی به علت بيماری نميتوانست از آرشه جادويی خود استفاده کند و به قول استاد ضرب و تنبک جهانگير ملک که بديعی را بهترين دوست خود ميدانست با غروب زندگی اين استاد بزرگ موسيقی ايران، حيات هنريش و ديگر دوستان او نيز به زوال کشيده شد. بديعی در سال 1371 بر اثر بيماری قلبی درگذشت و در جوار امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شد. اما نامش براى هميشه در عرصه هنر زنده خواهد ماند. از وی بيش از دويست قطعه در دستگاههای مختلف موسيقی سنتی به جای مانده است
گردآورنده: رضا اشکوری

نظر شما - Comments
در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد