ويديو کليپ فقط از شمال ايران

به نام اشك ... به نام خون ... به نام ايران ...
باور کن! اين زمانه ی بيداد بگذرد
گزينه ها
هوشنگ ابتهاج(سايه) به روايت
سيمين بهبهانی

کوراشيم (کجا می ريم) ؟
نوروزی از نوع ديگر
همگان نميدانند که گُل زيباست
حافظه ی تاريخی ما
آوای ماندگار
شغال، هلوی من پخته؟
يک بمب ساعتی تو دستم هست
معجزات بازار ، آش خورها و سد البرز
آرسـن مينـاسـيان ، مســيــح گـيــلان
مدال طلای ربوده شده ی من
ساحل نشينان
در جستجوی ميهن
حزب جنگل و حقه های سياسی
نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
آزاده

(( شام آخر))

وه جه تلخ است امشب

آخرين وعده ديدار ميان ميان من و تو ،

بر تو که مي‌نگرم

دل من مي‌لرزد .

دستهايم تبدار ،

گونه هايم گل سرخ ،

چشمهايم نمناک ،

من همه زندگی ام ميلرزد

آسمان هم ابريست .....

شور دلدادگی عشق ميان من و تو ،

رنگ دريا دارد

و عجيب است امشب ،

باد هم مي‌لرزد !

نفسم با تو که مي‌آميزد ،

به تمنای وصالی نارس ،

به خدا ميگويم :

اگر اين بار گناهی ديدی ،

چشم بر هم بگذار ،

قلب من بي‌تقصير ،

پی چشمان سياهش سرمستی دارد .

ابرها دلتنگند ،

ماه هم بيتاب است ،

بغض اين عشق غريب ،

راه بر هستی من مي‌بندد .

شب نشينی با تو ،

آشتی با صبر است .

اين شکيبائی بيتابانه ،

حاصل حس عجيبی ست که در دل دارم .

بی جهت اشک مريز ،

بر خدا طعنه مزن ،

نه گناه دل بيتاب من است

و نه تقصير گريزانی تو

اولين عشق

سرانجام غريبی دارد.......


*****
ديگر نوشته های آزاده:
- به نام اشك ... به نام خون ... به نام ايران ...

- دروغ....


نظر شما - Comments

در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد