 ويديو کليپ فقط از شمال ايران
به نام اشك ... به نام خون ... به نام ايران ...
باور کن! اين زمانه ی بيداد بگذرد
گزينه ها
هوشنگ ابتهاج(سايه) به روايت سيمين بهبهانی
کوراشيم (کجا می ريم) ؟
نوروزی از نوع ديگر
همگان نميدانند که گُل زيباست
حافظه ی تاريخی ما
آوای ماندگار
شغال، هلوی من پخته؟
يک بمب ساعتی تو دستم هست
معجزات بازار ، آش خورها و سد البرز
آرسـن مينـاسـيان ، مســيــح گـيــلان
مدال طلای ربوده شده ی من
ساحل نشينان
در جستجوی ميهن
حزب جنگل و حقه های سياسی
نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو و آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر
يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
|
آزاده
دروغ....
يادم نيست کی بود
فقط يادم هست خيلی وقت پيش
وقتی بچه بوديم بزرگترها ميگفتند :
دروغگو دشمن خداست ...
و من هميشه در کابوسهای کودکانهام ، از اينکه نکند يک روز دشمن خدا باشم ،
ميترسيدم ...
اما آدمها فقط تا وقتی کوچکند مهربانند ، نه؟
قد که ميکشند دنيای دلشان انگار آب ميرود
قديميها ميگفتند : هر کس که قلبش دريائى شد
تا عمر دارد ديگر از كسى دلگير نميشود
پس چرا من هر چه بيشتر قلبم بوی دريا ميگيرد
و هر چقدر بيشتر مهر ميورزم
دلم بيشتر به درد ميآيد ؟!
ديشب بود يا پريشب نميدانم
اما خواب ديدم همه آدمها دشمن خدا شدهاند
کسی ميگفت: راهت را اشتباه آمده ای
اينبار ديگر لبهايم به اعتراض باز نشد
مطمئن بودم که راست ميگويد ...........
(( بيچاره دلی بود که از خنده دشمن نهراسيد ))
***** ديگر نوشته های آزاده:
به نام اشك ... به نام خون ... به نام ايران ...
|