ويديو کليپ فقط از شمال ايران

آوای ماندگار
شغال، هلوی من پخته؟
يک بمب ساعتی تو دستم هست
معجزات بازار ، آش خورها و سد البرز
آرسـن مينـاسـيان ، مســيــح گـيــلان
مدال طلای ربوده شده ی من
ساحل نشينان
در جستجوی ميهن
حزب جنگل و حقه های سياسی
نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران
آشتی با برف
ر. آوا



باز برف آمد
و من در گرمی ِ خانه
از پنجرهِ گرم ِ نگاه خود
بر برفی ،
که در بازی ِ بادی سرد
می رقصيد
و زيبايی ِ خود را
بر من لرزنده از سرما, می بخشيد
نگاهم را, لغزاندم

باز برف آمد
و من در گرمی خانه
هوس را
در دل خود آتشين ديدم
و سوپی داغ
بر ا جاق گرمِ خانه ، بار کردم

باز برف آمد
و من در گرمی خانه
به ياد کودکی
بر برف تازيدم
و آدم برفی زيبا
در ذهن زمستانی ، بنا کردم

باز برف آمد
و من در گرمی خانه
به برف پشته بر سبزه, خنديدم
و در کانون گرم ِ خانه ام
با زمستان ، آشتی کردم

باز برف آمد
سفيدی در تن اين آسما ن آمد
***

در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد