ويديو کليپ فقط از شمال ايران

يک بمب ساعتی تو دستم هست
معجزات بازار ، آش خورها و سد البرز
آرسـن مينـاسـيان ، مســيــح گـيــلان
مدال طلای ربوده شده ی من
ساحل نشينان
در جستجوی ميهن
حزب جنگل و حقه های سياسی
نون که پلو نميشه
زندان رشت يا کويت ؟
ای عشقييه بيچاره
اراده برای تغيير کهنه
گيله دختر
زادروز يک حماسه
آشورپور هم رفت
با گلچين گيلانی دوباره کودک می شويم
بوی گوش ماهی، کرم خاکی و آدم ها
بانو    و   آمله
شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
مهرگان و مهرپرستی
مرثيه برای بره های معصوم
خاطر پردرد کوهستان
احسان الله خان و واژگونه نمايان
ما آريايی نيستيم
نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر

يک جوک رشتی بگم؟
سوسن تسليمی
آيا خزر می ميرد؟
ببر مازندران

ساری يا آمل؟
در دو نوشتار «شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران» و «آمله» منتشره در سايت شماليها اشاره به حماسه آرش کمانگير پهلوان اسطوره ای ايران و همچنين شعر فخرالدين اسعد گرگانی در اين باره شده است. هموطن گرامی سعيد علوی نقطه نظراتی در اين باره دارند که آنرا دريادداشتی همراه با عکسی زيبا از قله دماوند از جبهه شمالی آن يعنی آمل برای درج در سايت ارسال کردند. ضمن تشکر بخاطر وسواس و دقت ايشان اشاره کنم که منظور از نگارش " شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران" توجه به اين امر بود که بسياری از اسطوره ها ، افسانه ها و رويدادهای تاريخی ايران به نحوی با مازندران مرتبط می شوند. اما اينکه محل پرتاب تير آرش آمل بود يا ساری روايتهای متعددی هست که معروفترين و معترترين آنها روايت فخرالدين اسعد گرگانی در منظومه ويس و رامين می باشد. شايد در اين منظومه بعدها دستکاريهايی شده و يا در چاپهای گوناگون بجای آمل ساری و يا برعکس نوشته شده باشد. به هر حال در منابع گوناگون گاهی آمل و گاه ساری آورده شده است.

تاريخ آرش
نوشته سعيد علوی

كهن‌ترين نوشته‌اى كه در آن از آرش سخن رفته است، كتاب اوستا(يشت هشتم، بند ششم) است. در اين كتاب از قهرمانى به نام ارخشه با ويژگي‌هايى مانند تيزتير و تيزتيرترين ايرانيان، ياد شده است. در نوشته‌هاى پهلوى آگاهى چندانى از اين قهرمان به دست نمي‌آيد و تنها در رساله‌ى ماه فروردين روز خرداد، آمده است كه در روز خرداد(روز ششم) از ماه فروردين، منوچهر و ايرش شيباگ‌تير، سرزمين ايران را از افراسياب پس گرفتند. در نوشته‌هاى دوره‌ى اسلامى آگاهى بيش‌ترى پيرامون آرش وجود دارد. از آن قهرمان نامدار در تاريخ طبري، تاريخ ابن اثير، آثار الباقيه‌، شاهنامه، ويس و رامين، مجمع التواريخ، غرر السير، البدء و التاريخ و كتاب‌هاى ديگر، ياد شده است

جايى كه آرش تير خود را از آن‌جا پرتاب كرد، در اوستا كوهى به نام ايريوخشئوثه است. در نوشته‌هاى اسلامي، تير از جايى در طبرستان، كوه رويان، قلعه‌ى آمل، كوه دماوند پرتاب شده است. جايى كه آن تير فرود آمد، در اوستا كوهى به نام خونونت است كه شايد همان كوهى باشد كه در شاهنامه و كتاب ويس و رامين از آن با نام هماون يادشده و كوهى در شرق كوه‌هاى شمال خراسان است. نويسنده‌ى مجمع التواريخ آن را در جايى بين نيشابور و سرخس مي‌داند، در ويس و رامين و تاريخ طبرستان آن را جايى در مرو دانسته‌اند. فخرالدين اسعد گرگانى در ويس و رامين اين گونه آورده است:"از آن خوانند آرش را كمانگير / كه از آمل به مرو انداخت يك تير"

در مورد دماوند هم كه در 13 تير87 شوبعنوان بخشى از آمل ثبت ملى شده هم حتما شنيده ايد
جنابعالى اين شعر را به اشتباه نوشته ايد

منبع:
1- مصاحب، غلامحسين. دايره المعارف فارسى(مقاله‌ى آرش ). انتشارات فرانكلين، 1345
2- دهخدا، علي‌اكبر. لغت‌نامه(واژه‌ى آرش). انتشارات دانشگاه تهران، 1377
3- تفظلي، احمد. آرش(از مقاله‌هاى دانشنامه ايران و اسلام، به كوشش احسان يارشاطر). بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1354
مقالات مرتبط:
1 - مهرگان و مهرپرستی
2 - شاهنامه و ديوان (گُردان) مازندران
3 - آمله
4 - ما آريايی نيستيم، نه برديا دروغين بود و نه انوشيروان دادگر
نظر شما - Comments
در صورت استفاده از مطالب شماليها منبع را فراموش نفرمائيد